بهار مثل یک رود کوچک و آرام، سر به زیر راهش رو میگیره و به دریا میرسه. تابستان مثل یک دریاچه است که گرچه بزرگه و پر آب، اما موجهای سنگین و کوبندهای نداره. زمستان هم مثل یک اقیانوسی برای خودش، پر از شگفتی است. اما حتی وقتی در وسطش هستی هم آرامش داری. اما، امان از پاییز! یک لحظه در آرامش کاملی و توی مسیرت جلو میری، ولی لحظهء بعد یک موجِ تند میرسه و بلندت میکنه و میکوبدت به سنگها. سراسیمه و آشفتهای و باید کنجِ خلوت دیگری پیدا کنی ولی باز، دوباره موجِ بعدی میرسه و همه چیز تکرار میشه
0 comments:
Post a Comment